چارپاره قالب رایج دوره‌ٔ گذار از شعر سنتی به شعر نو است و فریدون توللی و نادر نادرپور، استادان چارپاره و الگوی بسیاری از شاعران جوان در سرودن شعر

شب در آفاق تاریک مغرب
خیمه‌اش را شتابان برافراشت
آسمان‌ها همه قیرگون بود
برف در تیرگی دانه می‌کاشت
من هراسان در آن راه باریک
با غریو درختان تنها
می‌دویدم چو مرغان وحشی
بر سر بوته‌ها و گون‌ها

چارپاره اصلی‌ترین قالب‌ گذار از شعر سنتی به شعر نو بوده است. زمانی که شعر نو آغاز شد و قالب‌های سنتی را در هم ریخت، شاعرانی که جرأت و جسارت بیشتری داشتند، فارغ از توفیق یا عدم‌توفیق، به سرودن شعر در قالب‌های نو روی آوردند و شاعرانی که هنوز دل‌کندن از قالب‌های سنتی برایشان دشوار بود، ابتدا در قالب چارپاره مشق کردند و بعد کم‌کم چارچوب‌های شعر سنتی مثل ردیف و قافیه و تساوی مصراع‌ها را کنار گذاشتند. چه کنار گذاشتن یکبارهٔ چارچوب‌های سنتی برای شاعرانی که میراث‌دار سابقهٔ هزار سالهٔ شعر فارسی‌ بودند، قدری دشوار به‌نظر می‌رسید.

گاهی آهنگ پای سواری
می‌رسید از افق‌های خاموش
بادی آشفته می‌آمد از دور
تا مگر گیرد او را در آغوش
من زمانی نمی‌ماندم از راه
گویی از چابکی می‌پریدم
بوته‌ها، سایه‌ها، کوهساران
می‌دویدند و من می‌دویدم

چارپاره محدودیت‌های قالب‌های سنتی را ندارد. دوبیتی‌های به‌هم پیوسته‌ای است که قافیه‌ها و ردیف‌ها می‌توانند پس از دو بیت تغییر کنند. در عین حال متناسب با طبع شاعر قابلیت کم و زیاد کردن دارد و از سه یا چهار بند آغاز می‌شود و می‌تواند بسیار بیشتر ادامه پیدا کند و دست شاعر برای خلاقیت از دیگر قالب‌های سنتی بازتر است.

در دل تیرگی کلبه‌ای بود
دود آن رفته بر آسمان‌ها
پای تنها چراغی که می‌سوخت
در دلش، رازگویان شبان‌ها
لختی از شیشه دیدم درون را
خواستم حلقه بر در بکوبم
ناگهان تک‌چراغی که می‌سوخت
مرد و تاریک‌تر شد غروبم

چارپاره با چنین قابلیت‌هایی در دستور کار شماری از شاعران مثل فریدون توللی و نادر نادرپور قرار گرفت، شاعرانی که ضرورت نوگرایی را پذیرفته بودند اما نمی‌توانستند قالب‌های سنتی را به‌طور کامل کنار بگذارند. انبوه چارپاره‌های نادر نادرپور در سال‌های دههٔ سی سبب عمومیت چارپاره شد. زمانی که شاعران مشغول آزمودن قالب نیمایی و شعر منثور بودند، در میان عموم مخاطبان و شاعران، چارپاره رونق بسیار گرفت.

لحظه‌ای ایستادم به‌تردید
گفتم این خانه مردگان است
گویی آن‌دم کسی در دلم گفت
فکر شب کن که ره بیکران است
در زدم، در گشودند و ناگاه
دشنه‌ای در سیاهی درخشید
شیون ناشناسی که جان داد
کلبه را وحشتی تازه بخشید

روایت و تصویرگرایی و زبان پاکیزه و پیراسته از ویژگی‌های چارپاره‌های نادر نادرپور است. شیو